بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٩٠ - بل
«ايّاكنعبد. و ايّاك نستعين»، و مثل تعريف المسند اليه بلام الجنس مع تقديمه نحو (العالم محمّد)، و (انّ القول ما قالت حذام). و نحو ذلك ممّا هو مفصل في علم البلاغة.
فان هذه الهيئات ظاهرة في الحصر، فاذا استفيد منها الحصر فلا ينبغي الشّكّ في ظهورها في المفهوم، لانّه لازم للحصر لزوما بينا. و تفصيل الكلام فيها لا يسعه هذا المختصر.
و على كلّ حال، فان كلّ ما يدلّ على الحصر فهو دالّ على المفهوم بالملازمة البيّنة.
ترجمه:
انّما
كلمه « انّما » از ادوات حصر محسوب شده همانطوريكه « الّا » چنين بود، بنابراين وقتى در حصر حكم در موضوع معيّنى استعمال شود به ملازمه بيّن دلالت مىكند بر انتفاء حكم از غير آن موضوع چنانچه اين معنا واضح و روشن مىباشد مانند اينكه مىگوئيم: انّما زيد قائم يعنى غير زيد وصف قيام را ندارد.
بل
كلمه « بل » براى اضراب مىباشد و معناى اضراب اينستكه:
از حكم قبل از « بل » روى گردانيده و حكم ديگرى را آوردهايم، و آن بسه وجه استعمال مىگردد:
اوّل: آنكه كلمه « بل » دلالت مىكند بر اينكه مضروبعنه از روى غفلت يا غلط واقع شده چنانچه مىگويند: جائنى حمار بل بكر.
كلمه « بل » در اين استعمال دلالت بر حصر ندارد چنانچه واضح و روشن است.
دوّم: آنكه دلالت مىكند بر تأكيد مضروبعنه و تقرير آن مثل: زيد عالم